چه خوش خیال است
فاصله را می گویم
به خیالش تو را از من دور کرده
نمی داند جای تو امن است
اینجا در میان دل من
حتی اگر حرفی نبود
شمارهام را بگیر و فقط بخند
وقتی می خندی زمان می ایستد
و در زیر پوستم انگار پرنده ایست
که برای رهایی پرپر می زند
برقِ چشمانِ تو
کورم کرد
که جز خودت…❤️
هیچکس را نبینم !
عاشقانه هایم را بخوان و بدان؛
دوست داشتن نه عقل میشناسد و نه منطق..
فقط یک “من “میخواهد و یک تو
یک روز صبح دستت را میگیرم
میبرم یکجا
که دست هیچ کس به خلوتمان نرسد
آن وقت من میمانمُ
غزلِ لبهایِ تو
و یک دنیا سکوت…
ما را در سایت عشق دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 126